الفيض الكاشاني
94
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بخشيدن مال به شعرا سرزنش كرد . حضرت به برادرش نوشت بهترين مال آن است كه آبرو را نگاه دارد . شخصى در نزد عبد الله بن جعفر به اين دو بيت تمثل جست : ان الصنيعة لا تكون صنيعة * حتى يصاب بها طريق المصنع فاذا اصطنعت صنيعه فاعمد بها * للله او لذوى القرابة اودع « 89 » سپس عبد الله بن جعفر گفت : اين دو بيت مردم را بخيل بار مىآورد ، بلكه باران احسان را فرو ريز ؛ پس اگر به بزرگواران رسيد شايستهء آن هستند و اگر به فرومايگان رسيد تو شايسته بخشش و احسانى . حذيفه گويد : بسا كسى كه در دين خود گنهكار است و در زندگانى خود سرگردان و حيران . ولى بر اثر بخشندگى وارد بهشت مىشود . احنف بن قيس مردى را ديد كه درهمى در دستش داشت ، گفت : اين درهم از آن كيست ؟ گفت : از خودم ، گفت : آگاه باش كه از تو نيست ، مگر آن را از دستت خارج كنى ، و در اين معنى گفته شده : انت للمال اذا امسكته * فاذا انفقته فالمال لك « 90 » و اصل بن عطاء از آن رو غزّال ناميده شد كه در كنار دو زن ريسنده مىنشست و هر گاه يكى را ضعيف مىديد به او چيزى مىداد . ابن سمّاك گفت : در شگفتم از كسانى كه بردگان را با مال خود مىخرند و آزادگان را به احسان خود نمىخرند . از عربى سؤال شد : سرورتان كيست ؟ گفت : هر كس دشنام ما را تحمل كند ، و به سائل ما ببخشد ، و از نادان ما چشم بپوشد .
--> ( 89 ) - همانا بخشش ، بخشش ( واقعى ) نيست ، مگر با آن به راه صحيح بخشش برسى . پس هر گاه بخششى كردى براى خدا ببخش يا براى ( اداى حق ) خويشاوندان ببخش يا از آن صرف نظر كن . ( 90 ) - هر گاه مال را نگاه دارى تو براى ( حفظ ) مال هستى و هر گاه آن را انفاق كنى مال از آن توست .